تبليغاتX
تنها در شب
تنها در شب

منوي اصلي
صفحه اصلي
پروفایل مدير
عناوين وبلاگ
آرشيو وبلاگ
پست الكترونيكي

درباره وبلاگ
سلام خوش اومدید

امیدوارم خوش بگذره بهتون
آرشيو
هفته اوّل بهمن 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم آذر 1390
هفته سوم آذر 1390
هفته دوم آذر 1390
هفته اوّل آذر 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته سوم اسفند 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته سوم دی 1389
هفته دوم دی 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته چهارم تیر 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
نويسندگان
hes3am
a0r2a1sh
nima_7_khatt
p32ani
خداحافظ همین حالا ( )
سلام

خوب سریع شروع می کنم

دوستان بنا به یسری مشکلات زندگی و کاری متاسفانه این وبلاگ

تعطیل میشه ما باید چندتا کارو تموم کنیم بعدم  برگشتمون

با خدا هست

 

خداحافظ


+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 19:34 توسط hes3am |
اسمس های دلنشین ( )

سلام سلام صبح همگی بخیر

صبح همگیتون بخیر ایشالله خوبو خوشو سلامت باشید

یه چند کلمه صحبت با دوستایی گلم داشتیم امیدوارم بخونین 

دوستایی گلم من حسام آرش pani

گرفتاریم یعنی خدایش درسو کارو مشکلات زندگی واقعا

نمیزاره زیاد بتونیم بیاییم

وقت کمی هم واسه نت اومدن داریم

هروقتم میاییم آپ کنیم سریع بایستی بریم

یه خواهشی که از دوستان گلم داشتم این بود که

اونایی که پسرن ایدی پسرا

اونایی که دخترن ایدی پانی خانوم گلمونو اد کنن

یه نکته بگم اصلا هیچ فرقی نمی کنه فقط گفتم

اونایی که تمایل

دارن چه پسر چه دختر ایدی همه رو می تونن

اد کنن ولی بخاطر راحتی خودشون گفتم

 اگه اد کردین دوستتیونو ثابت کردین و معرفتتونو

درضمن نمیخوام تعریف کنم شاید خیلیا اولین

 چیزی به ذهنشون

رسید اینه که میخواییم باهشون دوست شیم

نه همچین مسائلی نیست

همه بچه هایی این وبلاگ تقریبا یجورایی دارن دونفرن

نیماونگین

حسام و مرینا

آرش و پانی

اینم ایدی هاس

hes3am

nima_7_khatt

a0r2a1sh

p32ani

 

 


نصیحت یه شوهر به زنش:


هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی

 فورا نکوب رو سرش

بی توجه از بغلش رد شو  این کار از صدتا فحش براش بدتره



میلیون ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هستند


و همه شان می توانند بی تو زندگی کنند ،

 آخر من بدبخت چرا نمی توانم ؟

 


دختره میره لوازم التحریری و میگه :


آقا کارت پستال تو تنها عشق منی رو دارید؟...


مرده میگه : بله داریم. میگه : پس 12تا بدید لطفا..!!!


میگن تو بهشت نیم ساعت که درس خوندی


مامانت میاد با یه لیوان چایی و یه کیک شکلاتی


میگه عزیزم خسته شدی دیگه بسه برو فیسبوکت رو چک کن...


داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم

یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی

 رو از توو کارتون درآورد

نگاش کرد و زد زیر خنده!!!

گفت: میدونی این چیه؟

اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰شد بدم بهت

حیف واقعا!!!

خاک تو سرت !!!


آیا میدانید ۸۰ درصد صحبت انسان ها در روز


گفت وگویی است که در ذهن خودشان انجام می دهند.



ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده

و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ؟


اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط

 يك جمله است :


از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند!!


دوستِ عزیزی که سعی داری با دهن بسته خمیازه بکشی...


چه کاریه واقعاً ؟ !


جاش سوراخای دماغت باز می شه خوب...


یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم.

شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع

میشه و از این حرفا...

میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت

 واضح میاد!!


 

من دیگه اون آدم ِ قبلی نیستم


اما به نظرم این مشکل نیست


مسئله اونه که من اون آدم ِ بعدی هم نیستم...

 


مامانم خطاب به همسترمون: سلام عزيزم،

 سلام پسرم صبحت بخير!


خوب لالا کردي؟ بزار برات غذا بيارم عشقم

 بخوري چاق بشي چله بشي...


آي مامان قربونت بره..


اي جانم اي جانم!

مامانم خطاب به من:


هوي شتر نميخواي اون تن لشت رو از جات بلند

 کني بياي صبحونتو کوفت کني؟؟؟


 
یارو داشت بچش رو ميزد بهش ميگن چرا ميزنيش؟

ميگه فردا كارنامشو میگيره منم فردا نيستم شهرستانم.

آخر نفهمیدیم منظور اینایی که میگن گوش کن ببین

چی میگم چیه ؟
آخر گوش کنم ؟
یا ببینم ؟

دوتا انگلیسی داشتن فارسي یاد میگرفتن


اولي ميگه پاشو


دومي مي گه نميپاشم


اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شم

سال ها برای برابری زنان و مردان تلاش کردیم


و بالاخره توانستیم حق مش کردن مو، سوراخ کردن

گوش و برداشتن ابرو را


به آقایان تقدیم کنیم!

بچه:مامان اون آقاروببین کچله!


مامان: هیس میفهمه


بچه: مگه تا حالا نفهمیده!

 

اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه خر داشت


الان سلطان جنگل بود!!

مرد : اگر من ترکت کنم


عمرا نمیتونی یکی مثه من پیدا کنی...


زن : چی باعث شده که فک کنی

 باز هم یکی مثه تو میخوام...؟

دوغ قبول!

شيركاكائو قبول!

آبميوه پاكتى قبول!

اصلا نوشابه هم قبول!

آب معدنى رو ديگه برا چى تكون ميدى؟!

همش همونه!!!


 

مرده شب خونه نمیاد فرداش زنش میپرسه کجا بودی


میگه پیش دوستم

زنه زنگ می زنه به ده تا از دوستاش


8 تا میگن اینجا بوده


2تا میگن هنوز اینجاست !


 

میدونی چیه ؟

اونقدری که واسه تو مایه گذاشتم ،

 اگه به دسته بیل آب میدادم تا حالا میوه داده بود !


شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید

 که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!

جمعیت جهان = 7,000,000,000 نفر

اگه من بمیرم = 6,999,999,999 نفر

همه اعداد عوض میشه
قدر منو بدون ...


زن همسایه چیست ؟

زن همسایه موجودیست که ساعتها دم در حرف میزنه


اما نمیشینه ، چون دیرش میشه...


امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم

 برم ورزش کنم!

تیشرت نارنجی‌ مو پوشیدم و زدم بیرون.

و حالا توجه شما رو به تیکه‌های ملت غیور خصوصا

دخترای گل جلب می‌کنم:


نارنگی! کجا میری؟

پرتقال! بدو تا نخوردمت!

هویج!مگه خرگوش دنبالت کرده؟

ته ‌سیگار!

رفتگر!برو ۹ شب بیا بابا!

چی‌توز موتوری!

سن ایچ و دیگر هیچ!

لینا توپی!!انقدر جون نده بابا!

اسمارتیز!بقیه دوستات کجان؟

بچه‌ها! بچه ها! گارفیلد!.............


( یه توپ دارم قلقلیه ) پَ نه پَ شش ضلعی نامنتظمه...


( میزنم زمین هوا میره ) پَ نه پَ می خواستی زمینو

حفر کنه برسه مرکز زمین...


( نمی دونی تا کجا میره )پَ نه پَ می دونم نمیگم

 که ریا نشه...


( من این توپو نداشتم ) پَ نه پَ داشتی ،

رو نمی کردی...


( مشقامو خوب نوشتم ) پَ نه پَ همش برو

دنبال یلل�`ی تلل�`ی...


( بابام بهم عیدی داد ) پَ نه پَ می خواستی

 روز مادر بهت کادو بده...

 


( یه توپ قلقلی داد ) پَ نه پَ می خواستی

یه دونه بی ام ۷۳۰ بهت بده !!



بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید

 که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید:
.
.
.
... .
... ... ... ... .
.
قول دادین ها!!!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن


2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن


3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن


4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن


5.اول شماره 2 رو نگاه کن


6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن


7.میخواستم بگم که خیلی دوست دارم اگه لایک کنی!!


8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی

9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن


10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن


11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین

12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی


13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن


14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی


15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش،

 به شماره 9 نگاه کن....

مردی را تصور کنید که در اثر خوردن یک مکعب 4x4x3

سانتی متری یخ دارد خفه می شود، شما چه کار می کنید ؟!

1) گلویش را با تیغ می بریم تا نفس بکشد


2) صبر می کنیم تا یخ آب شود بلکه هنوز زنده مانده باشد

3) در این وضعیت از سشوار استفاده می کنیم


4) آنقدر خجالتش می دهیم تا یخش آب شود


... 5) مکعب مستطیل را به فضل الهی با آب جوش نابود می کنیم


6) فرضتان بسیار فانتزی است و چنین حجمی به هیچ ترتیب

 از گلو پایین نمی رود


7) اجازه می دهیم در کمال آرامش خفه شده و

 از شر دنیا راحت شود


8) نگاهش می کنیم


9) مشکل را گوگل می کنیم و دعا می کنیم سر از اینجا درنیاوریم

10) متاسفانه کاری نمی توانیم بکنیم پس موبایلمان را درمی آوریم

 ، فیلمی از خفگی او تهیه می کنیم و در یوتیوب قرار می دهیم

 بلکه معروف شویم


11) متذکر می شویم که خدا بزرگ است و می رویم


12) فقط خونسردی خود را حفظ می کنیم


13) بستگی دارد از کدام وجه مکعب را خورده باشد

14) در فاصله ی یک متری ایستاده و قاه قاه به او می خندیم


15) کمی چای در حلقش میریزیم تا حداقل قبل از مرگ یک لیوان

"آیس تی" خورده باشد


16) یک قطعه 4x4x3 یخ دیگر وارد گلویش می کنیم تا مکعب

اول در هنگام آب شدن تنها نباشد و با هم بازی کنند


17) به صورت آرام و شمرده "اشهد" را با او مرور می کنیم


18) به او سلام کرده و دلیل انجام کارش را از وی می پرسیم

اگر دلایلش منطقی بود به هر وسیله ای که شده

 به او کمک می کنیم و اگر هم منطقی نبود خداحافظی کرده

 ، با او دست می دهیم و محل را ترک می کنیم تا بمیرد .


مگر چه اشکالی دارد ؟ یک نفر کمت

 


+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 9:0 توسط nima_7_khatt |
حادثه خنده دار ( )

یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر

تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود.


اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم

 گرفت همینجا كارش رو انجام بده و از تصادف

یه خبر داغ تهیه كنه.


جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن

و این نشون میدادیه اتفاق خیلی بدی افتاده!


بنابراین خبرنگار برای رسوندن خودش به محل تصادف فكری

كرد و بعد فریاد زد:


بذارید رد شم...

 خواهش میکنم بزارید رد شم...

 من پسرشم! من پسرش


 بذارید رد شم...

خواهش میکنم بزارید رد شم...

من پسرشم! من پسرشم!


ولی وقتی به صحنه ی تصادف رسید فکر میکنید،چی دید ؟!


الاغ


+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 19:24 توسط nima_7_khatt |
( )

سلام  دوستای جون جونیه خودم

خوبین خوشین سلامتین حال و احوال؟

آخ آخ نیما از دستتون شکار هست چجور

بیچاره دو سه تا پست گذاشت همه حسامو تحسین کردن

دوستایی گلم حسام حالا حالاها دیگه نمیاد وب

یکم مشکل داره باید اونا رو حل کنه

در نبودش نیما می چرخونه اینجا رو

آرشم که قربونش برم همش خواب نه نت میاد نه سرکار

منم زیاد حوصله ندارم  ولی خوب دوتا پست گذاشتم

 که به خوبی پست های نیما و حسام نمیشه

ولی خوب این پستم شریکیه

هم من هم آرش

 

مادر

 

نه...


فردا نه


چند ساعت بعد هم نه...


چند ثانبه دبگر هم نه ...


همین الان...


برای مادرت یک کاری بکن


اگر زنده است دستش را...


 اگر پیشت نیست يادش را...


اگر قهری چهره اش را...


اگر آشتی هستی پایش را ...


اگر به آسمان رفته است قبرش را  ….


 
ببوس

 

بقیقه تو ادامه مطلب برید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 14:52 توسط p32ani |
آشنایی با دوستان ( )

 

سلام عرض می کنم خدمت تمامی دوستان

اول از همه معرفی رفیقام

دقیقا نمی دونم از کجا شروع کنم

این وبلاگ مال حسام هست

ماهم به عنوان دوست همکار چون یکم تو کاراش متفاوته

تصمیم گرفتیم باهاش وب نویسی کنیم

وبلاگ نویسی تو ایران خیلی بی ارزش شده

دامنه ها مسخره امکانات مسخره

ولی تو کشورایی مثل امریکا که سرعت دایل آپشون

۷۵ هست از هر ۵ نفر ۴ نفرشون وبلاگ نویسی

می کنن چون هم امکانات دامنه های اختصاصی و و و ...

ما هم تصمیم نداریم تا آخر وب نویسی کنیم اینجام یجور یادگاری

واسه بچه ها

در آینده نزدیک شاهده یسری سورپرایز ها از وبلاگ ما هستید

دارم روی یه سایتی کار می کنیم تا تکمیل بشه

جزئیاتشو لو نمیدم مطمئنم همه خوششون میاد

بچه این وبلاگ همشون یا گرفتار درس یا گرفتار

کار هستن شاید به اون صورت نتونیم حضور پیدا کنیم

پست بزاریم

فعلا من تمام پست ها رو میزارم


+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:50 توسط nima_7_khatt |
هنرنمایی خنده دار و بازخوانی آهنگ معین ( )

http://dl.bia2mobile.com/clip/901014/moen(B2m.ir).jpg

 

 

دانلود کليپ با فرمت 3GP با حجم 3.1MB

 

دانلود کليپ با فرمت WMV با حجم 5.1MB

 


+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:39 توسط nima_7_khatt |
آموزش رانندگي مخصوص بانوان ( )

آموزش رانندگي مخصوص بانوان

 

خب ، اول از همه میشینیم پشت فرمون یه نگاهی بهش میندازیم
 
 !
بعدش چک میکنیم ببینیم ماشین چیزی کم و کسر ندشته باشه
 
 
حالا به آقای خونه میگید که من ۱۰ دقیقه میرم خرید و برمیگردم
 
تو هر نیم ساعت یه بار به غذا سر بزن نسوزه ، فهمیدی !؟
 
همین شکلی میگید !
 
قبل از هر چیری چی پی اس ها رو روش کنید
 
یه وقت گم نشیم . کار از محکم کاری عیب نمیکنه !
 
خب حالا استارت بزنین ، یه چیزی زیر پاتون اذیتتون میکنه انگار
 
همون رو فشار بدین ! ماشین راه میافته
 
ماشین دنده اتوماتیک هستش،ترمز دستی هم قبلا سیمش
 
 پاره شده تو خرید قبلی !
 
بله ، خیلی کیف میده !
 
اما یهو ….!
در اینجور مواقع کاری از دست شما بر نمیاد!
 
خونسرد باشید و به رانندگی ادامه بدید  ببینیم چی میشه
 
معمولا اینجوری میشه !
آموزش رانندگی توسط بانوان (طنز) - www.salijoon.ws
 
 
 
 
 
خب دیگه پیش میاد ! اما سابقه نشون داده
 
 
بعضی از بانوان از وجود دنده هوایی در ماشین پی بردند !
 
آموزش رانندگی توسط بانوان (طنز) - www.salijoon.ws
 
 

 
 
 
 
در این قسمت از آموزش ، شما قطعا کاری از دستتون بر نمیاد !

موبایل خود را بردارید و با حفظ خونسردی به آقاتون اطلاع بدید

ضمن اینکه بیاد داشته باشید ، چیزی از ارزش های شما کم نخواهد شد !
 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:29 توسط nima_7_khatt |
داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی ( )

 

 

 

 داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی

 

روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت:

دلم می ‏خواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا همانطور

که معارف را نظم دادى، دادگسترى را هم سر و سامانى بدهی،

 بلکه حق مردم رعایت شود.

شیخ بهایى گفت: قربان من یک هفته مهلت می ‏خواهم

تا پس از گذشت آن و اتفاقاتى که پیش خواهد آمد،

چنانچه باز هم اراده ی ملوکانه بر این نظر باقى بود دست

به کار شوم و الا به همان کار فرهنگ بپردازم.

شاه عباس قبول کرد و فردا شیخ سوار بر الاغش شده

 و به مصلای ( محل نماز خواندن) خارج از شهر رفت

 و افسار الاغش را به تنه درختى بست و وضو گرفت

 و عصای خود را کنارى گذاشت و براى نماز ایستاد،

در این حال رهگذرى که از آنجا می ‏گذشت،

شیخ را شناخت، پیش آمد و سلام کرد.

 شیخ قبل از نماز خواندن جواب سلام را داد و گفت:

 اى بنده ی خدا من می ‏دانم که ساعت مرگ من

 فرار رسیده و در حال نماز زمین مرا مى بلعد! تو اینجا بنشین

 و پس از مرگ من الاغ و عصاى مرا بردار و برو به شهر

به منزل من خبر بده و بگو شیخ به زمین فرو رفت. و لیکن

 چون قدرت و جرات دیدن عزرائیل را ندارى چشمانت را بر

 هم بگذار و پس از خواندن هفتاد مرتبه قل هو الله احد مجددا

چشم هایت را باز کن و آن وقت الاغ و عصاى مرا بردار و برو.

مرد با شنیدن این حرف از شیخ بهایى با ترس و لرز به روى

 زمین نشست و چشمان خود را بر هم نهاد و شیخ هم عمامه

 خود را در محل نماز به جاى گذاشته ، فوراً به پشت دیوارى

رفت و از آنجا به کوچه ‏اى گریخت و مخفیانه خود را به خانه

خویش رسانیده و به افراد خانواده خود گفت: امروز هر کس

سراغ مرا گرفت بگوئید به مصلا رفته و برنگشته، فردا صبح

 زود هم من مخفیانه می روم پیش شاه و قصدى دارم

 که بعداً معلوم می شود.

شیخ بهایى فردا صبح قبل از طلوع آفتاب به دربار

رفت و چون از نزدیکان شاه بود، هنگام بیدار شدن

شاه اجازه حضور خواست و چون به خدمت پادشاه

رسید عرض کرد: اعلیحضرت، می خواهم کوتاهى

 عقل بعضى از مردم و شهادت آنها را فقط به سبب

دیدن یک موضوع، به شاه نشان دهم و ببینید مردم

چگونه عقل خود را از دست می دهند و مطلب

 را به خودشان اشتباه می فهمانند.

شاه عباس با تعجب پرسید: ماجرا چیست؟

 شیخ بهایى گفت: من دیروز به رهگذرى گفتم

که چشمت را هم بگذار که زمین مرا خواهد بلعید و چون

 چشم بر هم نهاد من خود را مخفى ساخته و به خانه

 رفتم و از آن ساعت تا به حال غیر از افراد خانواده ام،

کسى مرا ندیده و فقط عمامه خود را با عصا و الاغ

 در محل مصلى گذاشتم، ولى از دیروز بعدازظهر

 تا به حال در شهر شایع شده که من به زمین

 فرو رفتم و این قدر این حرف تکرار شده که هر

 کس می گوید من خودم دیدم که شیخ بهایى

 به زمین فرو رفت! حالا اجازه فرمایید شهود حاضر شوند!

به دستور شاه مردم در میدان شاه و مسجد

 شاه و عمارت‏هاى عالى قاپو و تالارها و عمارت

مطبخ و عمارت گنبد و غیره جمع شدند، جمعیت

 به قدرى بود که راه عبور بسته شد، لذا از طرف

 رئیس تشریفات امر شد که از هر محلى یک نفر

شخص متدین و فاضل و مسن و عادل براى شهادت تعیین کنند

 تا به نمایندگى مردم آن محل به حضور شاه بیاید و درباره

فقدان شیخ بهایى شهادت بدهند. بدین ترتیب 17 نفر شخص

معتمد و واجد شرایط از 17 محله ی آن زمان اصفهان تعیین

 شدند و چون به حضور شاه رسیدند ، هر کدام به ترتیب گفتند:


به چشم خود دیدم که چگونه زمین شیخ را بلعید! دیگرى

 گفت: خیلى وحشتناک بود ناگهان زمین دهان باز کرد

 و شیخ را مثل یک لقمه غذا در خود فرو برد. سومى گفت:

به تاج شاه قسم که دیدم چگونه شیخ التماس می کرد

و به درگاه خدا گریه و زاری می نمود. چهارمى ‏گفت:

خدا را شاهد می گیرم که دیدم شیخ تا کمر در خاک

 فرو رفته بود و چشمانش از شدت فشارى که بر

 سینه ‏اش وارد می آمد از کاسه سر بیرون زده بود.

به همین ترتیب هر یک از آن هفده نفر شهادت دادند.

 شاه با حیرت و تعجب به سخنان آنها گوش می کرد.

عاقبت شاه آنها را مرخص کرد و خطاب به آنها گفت:

بروید و مجلس عزا و ترحیم هم لازم نیست زیرا معلوم

می شود شیخ بهایى گناهکار بوده است! وقتى مردم

 و شاهدان عینى رفتند، شیخ مجدداً به حضور شاه

 رسید و گفت: قبله ی عالم. عقل و شعور مردم را

دیدید؟ شاه گفت: آرى، ولى مقصودت از این بازى چه بود؟

شیخ عرض کرد: قربان به من فرمودید، قاضى القضات شوم.

شاه گفت: بله ولى این موضوع چه ارتباطی به آن دارد؟

 شیخ گفت: من چگونه می توانم قاضى القضات شوم

با اینکه می دانم مردم هر شهادتى بدهند معلوم نیست

 که درست باشد، آن وقت حق گناهکاران یا بى گناهان

را به گردن بگیرم. اما اگر امر می فرمایید ناچار به اطاعتم!

شاه عباس گفت: چون مقام علمى تو را به دیده ی

احترام نگاه کرده و می کنم لازم نیست به قضاوت

 بپردازى، همان بهتر که به کار فرهنگ مشغول باشى.


+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 10:3 توسط nima_7_khatt |
تو کار خانم ها دخالت بی جا نکن ( )
یک مادر با پسر 10 ساله اش در یک روز بارانی در تاکسی
 
 نشسته بودند
 
 و به سمت خانه می رفتند، پسر بچه از شیشه ماشین
 
بیرون را تماشا می کرد
 
تعدادی زن فاحشه در کنار خیابان بیکار ایستاده بودند،
 
 پسر بچه که آنها را دید و از شکل و تیپشان تعجب کرده بود
 
از مادرش پرسید اینها کی هستن و چرا اینجا وایستادن؟
 
 
مادر جواب داد : اینها زنان کارمندی هستند که کارشون تمام شده
 
 و منتظرن شوهرهایشان آنها را به خانه ببرن.
 
راننده تاکسی ناگهان گفت: خانم چرا به بچه راستش را نمی گین؟
 
 ببین بچه جون اینها زنان خوبی نیستن اینجا وایستادن که
 
در ازای گرفتن پول با مردها رابطه برقرار کنن.
 
بچه که چشمانش از حدقه بیرون زده بود از مادرش پرسید:
 
این آقا راست میگه؟
 
مادر با چشم غره ای به راننده ، حرف راننده را تایید کرد.
 
 
پسر بچه پرسید: پس چی به سر بچه های اونا میاد؟؟؟
 
مادر گفت: اکثر بچه هاشون راننده تاکسی میشن !!! 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 9:25 توسط hes3am |
تبریک به قدرت بی حد و مرز زنان ( )
سلام صبح همگی بخیر
 
این پستی که امروز اومدم بزارم منو یاد یه بنده
 
خدایی انداخت
 
سه همکلاسی داشتیم تو داشنگاه
 
یه روز اومد دیدم انصراف داد رفت
 
گفتم مهدی جریان چیه چرا انصراف
 
گفت نمی تونم اینجا درس بخونم میخوام برم یه دانشگاه
 
دیگه .
 
گفتم چرا دادش واسه چی اخه استادا بد درس
 
میدن؟
 
نه بابا من دخترا رو مبینم  با اون آرایش اصلا
 
نمی تونم درس بخونم
 
اونروز بهش خندیدم گفتم
 
اینا بهونس  و  تو درس بخون نیستی
 
خدا سر شاهده همین ادم رفت جغایی دیگه که
 
تعداد دانشجوهای دختر کم بودنو همشونم
 
ساده بودن
 
نمره کامل تو هر درس می گرفت بعد نتیجشو نشونمون
 
داد
 
همه اینجوری شده بودیم
 
البته جایی تاسف داره یه مرد با دوتا
 
عشوه خرکی از این رو به اون رو بشه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ما در کشوری زندگی میکنیم که قدرت مطلق در دست
 
 زنان است و مردان ما انسانهایی منفعل وبی اراده هستند
 
که هیچ نقشی در هیچ جا ندارند !!!!چرا ؟؟ به دلیل اینکه :
 
 
در ایران زن اگر حجاب نداشته باشد ،مرد نمی تواند خود
 
را کنترل... کند و منحرف می شود !
 
 
 
 
 
زن نباید تحصیل کند تا توازن جامعه برقرار باشد و مرد
 
بدون منحرف شدن درس بخواند !
 
 
 
زن نباید شاغل باشد تا بنیاد جامعه محکم باشد و
 
 مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
زن نباید استقلال مالی داشته باشد تا صرفه جویی
 
 در خانه باشد و هزینه ی اضافی پیش نیاید
 
 تا مرد خانه منحرف نشود !
 
 
 
 
زن باید لباس تیره و3 سایز بزرگتر با کفش بسته و بدون
 
 پاشنه بپوشد تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
 
زن نباید به قهوه خانه و تریا برود و سیگار بکشد
 
 تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
زن نباید با مرد همکلام و همکلاس بشود
 
 تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
 
زن آگر در محل کار (اگر بشود کار کرد !) با مدیر حرف بزند،
 
 
 ریشه ی کار فاسد میشود چون مرد منحرف شده است !
 
 
 
 
زن به جشن و مهمانی و دکتر
 
و .................. نرود تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
 
زن لاک و عینک نزند چون مرد منحرف میشود
 
و بنیان جامعه از هم می پاشد !
 
 
 
 
زن رانندگی نکند تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
زن در تلویزیون هم باید کاملاً پوشیده و ساده
 
 باشد تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
 
مانکن فروشگاه ها باید بی سرو با حجاب و بدون
 
 برجستگی باشند تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
زن خبرنگاری و نویسندگی و عکاسی نکند تا دستگیر
 
نشود و مرد منحرف نشود !
 
 
 
زن مهریه نگیرد تا به مرد فشار نیاید و او را طلاق
 
بدهد و یکی دیگر بگیرد تا منحرف نشود!
 
 
 
زن دوچرخه سواری نکند تا مرد منحرف نشود !
 
 
 
 
 
با این قوانین میبینیم که مردان فاقد قدرت و اراده و فکر هستند
 
و کشور در دست زنان است و زنان میتوانند با کمی شل کردن
 
 گره شال خود تمام نظام اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی
 
جامعه را در دست بگیرند !!!!!
تبریک به قدرت بی حد و مرز زنان .......!!!.
 
 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 9:19 توسط hes3am |
تعارف در شب زفاف ( )
روایت جالب رضا کیانیان از شب
 
 زفاف یک زن وشوهر خجالتی و تعارفی 
 
رضا کیانیان گفت وگویی با ماهنامه صنعت
 
 سینما کرده ودربخشهایی از این گفت وگو گفته
 
خاله وشوهر خاله او بسیار تعارفی هستند و تا آخر عمر
 
در نهایت ادب به هم تعارف می کردند .
 
مثلا وقتی خاله ام می خواست جلوی شوهر
 
 خاله ام چای بگذارد شوهر خاله ام می گفت چرا
 
زحمت می کشید؟
 
یا خاله ام می گفت قند بیاورم برایتان یا نبات؟
 
شوهر خاله ام می گفت :
 
راضی نیستم خودم  بر می دارم .
 
 کیانیان در ادامه گفته :
 
دوستی می گفت عمه وشوهر عمه من هم
 
 در تمام عمر همین قدر تعارفی بودند.
 
من زمانی از عمه وشوهر عمه ام پرسیدم :
 
حاج آقا بااین همه ادب وتعارف شب زفاف چه کردید ؟
 
گفت :من وعمه ات را بردند حجله ودررا قفل کردند
 
 .عمه ات آن سمت نشست و من سمت دیگر .
 
رخت خواب هم پهن بود .
 
اما هیچ کدام جرات نداشتیم به هم نگاه کنیم بعد
 
 از یک ساعتی عزمم را جزم کردم ..
 
رفتم به سمت عمه ات وروبنده اش رابرداشتم .
 
عمه ات آنقدر خجالت کشید و قرمز شد که
 
من نفسهایم به شماره افتاد و به جای خودم برگشتم .
 
یک ساعت دیگر گذشت ومن عزمم را جزم کرد م
 
واین بار کنارش نشستم و گونه اورا بوسیدم .
 
عمه ات هم می گفت :
 
قربون لب ودهنتون چرا زحمت میکشید؟
 
 
 
 
باحال بود نه ؟

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 8:37 توسط hes3am |
شماره اس ام اس های خدماتی مهم ( )
گرفتن خلافی ماشین :۳۰۰۰۵۱۵۱ ( عدد عمودی کنار کارت رو بفرستید)
 
گزارش اطلاع دادن تخلف تاکسی :
۳۰۰۰۴۲۴۶( شماره پلاک ماشین متخلف رو بفرستید)
 
رهگیری نامه پستی : ۲۰۰۰۴۴۱
 
(ابتدا حرف Rرا بنویسید و بعد شماره روی رسید پستی رو )
 
مشکلات شهری (شهرداری) : ۳۰۰۰۱۳۷
 
اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش :
۲۰۰۰۰۰۰ (شماره داوطلبی رو بفرستید)
 
با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه : ۱۰۰۰۱۳۳۶
 
 
 
لغت نامه آریان پور : ۲۰۰۰۴۴۴ Word-to-translate
 
 
ایجاد پست در پرشین بلاگ : ۳۰۰۰۷۲
 
 
گرفتن قبض موبایل : ۹۹۰۰۰۹
 
( با فرمت زیر بنویسید : تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها
 
 مثلا 90۰۱۲۳ ؛ 90۰۱۰۱ یعنی از اول سال 90 تا ۲۳ فرودین ماه)
 
خدمات بانک ملت : ۲۰۰۰۳۳
 
خدمات بانک اقتصاد نوین : ۲۰۰۰۵۰
 
خدمات بانک سپه:۲۰۰۰۲۰ – ۲۰۰۰۲۱-۲۰۰۰۲۲
 
خدمات بانک کشاورزی : ۲۰۰۰۹۱۱- ۲۰۰۰۹۳
 
خدمات بانک سامان : ۲۰۰۰۰
 
خدمات بانک صادرات :۲۰۰۰۶۰
 
خدمات بانک تجارت : ۲۰۰۰۷۰
 
(توجه داشته باشید برای استفاده از خدمات بانک ها
اول باید در شعب درخواست رو پر کنید)
 
 
 
 
اطلاعات پرواز : ۲۰۰۰۴۴۴ : ( با این فرمت : پرواز Flight-code)
 
نرخ ارزهای رایج : ۲۰۰۰۴۴۴ با این فرمت : Currency-name
 
اطلاعات هوا : ۱۰۰۰۳۰۵ ( پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر رو بفرستید)
 
 
ساعت کشورها : ۱۰۰۰۳۹۲ (نام کشور رو بفرستید)
 
مکان های دیدنی هر شهر : ۱۰۰۰۳۹۴
 
مسافت بین شهر ها : ۱۰۰۰۳۹۶
 
آخرین بازی های کامپیوتری : ۱۰۰۰۴۰۰
 
جدیدترین نرم افزار ها : ۱۰۰۰۴۰۱
 
اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجیستر شده یا خیر : ۱۰۰۰۳۵۵
 
بورس – نرخ سهام یک شرکت : ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید
 
 : Bourse company -id
 
 
بورس – بیشترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴ —بنویسید
 
 : Bourse high
 
 
 
بورس- کمترین افزایش قیمت : ۲۰۰۰۴۴۴
 
( بنویسید : Bourse low)
اوقات شرعی : ۲۰۰۰۹۱۶

 


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 16:3 توسط hes3am |
فــــــــــوری به اشتراک بگذارید ( )
فــــــــــوری به اشتراک بگذارید
 
دقت كنید كه اگر درحین رانندگی در شب
 
مورد اصابت تخم مرغ به شیشه جلو قرار گرفتید
 
از زدن برف پاك كن و پاشیدن آب به شیشه بپرهیزید!!
 
 
زیرا تخم مرغ با آب مخلوط شده و بصورت یك مخلوط
 
شیری می گردد كه
 
 تا 92.5 درصد دید شما را از بین می برد سپس شما مجبور
 
به توقف در كنار جاده
 
 
 میشوید و در این موقع تبدیل به یك قربانی برای دزدان خواهید
 
 شد این یك تكنیك
 
 جدید مورد استفاده توسط دزدان است..
 
اخیرا سه مورد از این گونه سرقت در جاده های اطراف تهران گزارش
 
شده است.
 
 
 لطفاً قضیه را جدی گرفته و موضوع را برای تمامی دوستان
 
 حتی كسانی
 
 
 كه رانندگی نمی كنند نیز بفرستید.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 15:57 توسط hes3am |
عـــشـــق خری ( )

 

دیروز یکی کره الاغی لگد انداخت
 
 یک لحظه به یک ماده ی دیگر نظر انداخت
 
دل باخت به آن ماده الاغ خر خوشگل
 
یکبار دگربردل خود شور و شر انداخت
 
چون پوزه ی خود بر سر و بر روی کشیدش
 
 شد کوره ای از آتش و بر جان خر انداخت
 
از غمزه ی آن ماده خر خوش بر و هیکل
 
دیوانه شد و دست به زیر کمر انداخت
 
یک لحظه بخود گفت که گیرد ببرش تنگ
 
زین فکر تن خویش به آغوش خر انداخت
 
آن ماده خرهم گفت هواخواه تو هستم
 
این گفته ی معشوق به جانش شرر انداخت
 
از فرط خوشی نعره ی خر در چمنی زد
 
اندر دل معشوق هوای سفر انداخت
 
در پیش گرفتند ره دشت و دمن را
 
 برگی دگر از عشق خری در نظر انداخت

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 10:58 توسط hes3am |
اسمس جدید خنده دار ( )

سلام یه چندتا پست گذاشتم یکیش ک همین اولیه بر اساس واقعیته

یه روز منو نیما یکی از بچه های همین وب هست

باهم رفتیم بیرون به یه سانتافه تو خیابون تکیه دادیم 

دختره اومد گفت میشه به ماشینتون تکیه بدم؟

نیما گفت نه میخوایم الان بریم

بعد یهو دختره اومد دزگیره ماشینو زد درباز کرد سوار شد

دختره:

من:

نیما :

 

 

 

 

 


نقش منشي در فيلم هاي ايراني:
- آقاي رييس من بهشون گفتم شما جلسه دارين ولي ايشون
-اشکالي نداره، شما بفرماييد

 

 

 

 

اصفهانيه ميره دستشويي عمومي وقتي بر ميگرده

 سرايدار دستشويي

ميگه 300 تومان ميشه 100 دستشويي 200 وضو اصفهانيه زور

 ميزنه ميگوزه ميگه وضو باطل شد اينم 100 تومن

 

 

 


هيچکس به زيبايي عکس پروفايلش نخواهد بود

 همانطوري که هيچکس به زشتي

 عکس کارت ملي و گواهينامه اش نيست

 

 

 

 

 

 

 


مكالمه دو زن دامغاني: ديديش؟ كيره؟ همون عينكيره!

 ميدوني دختر كيره گرفته؟

...نه دختركيره؟ دختر اتابكيره! كدو يكيره؟ كوچكيره؟ نه او يكيره

 

 

 

 

 

 


"تو کون منه"
.

.
.آدرس سر راست ايرانيها براي اشيا گم شده در اوج عصبانيت

 

 

 

 

 

 

مرغه به دوستش ميگه ديدي بدبخت شدم


تو کيف دخترم پر خروس پيدا کردم


دوستش ميگه اين که چيزي نيست ديشب

 دختربي شرف من تخم گذاشت

 

 

 

 

 

 

دولت جهت کاهش قيمت تخم مرغ به خروس هاي ولگرد وام ازدواج ميدهد

 

 

 

 

 

 

 

دانشجوي عزيز .. دوست تحصيل کرده ي من


شمايي که فردا قراره دکتر ، مهندس اين جامعه باشي


واقعا نميدوني سر کلاس بايد موبايلتو خاموش کني


نمي بيني خوابيم ؟

 

 

 

 

 

 

 

نشستيم داريم فيلم اکشن ميبينيم يه دفه

 بابام يه لگد محکم بهم زد .


ميگم چرا ميزني؟


ميگه خواستم حس ال اي دي سه بعدي بهت بدم که

 جلو دوستات احساس حقارت نکني

 

 

 

 

 

 

 

يک دوست واقعي کسي هست که وقتي زمين ميخوردي،

مياد و دستت رو ميگيره و از زمين بلندت ميکنه

 . . . . . . البته بعد از اينکه خنديدنش تموم شد

 

 

 

 

 

يه همسر هم نداريم که چشامون قرمز باشه بياد بگه عزيزم

 قربونت برم به خاطر من گريه کردي؟ بعد من بگم شاسگول استخر بودم

 

 

 

 

شعر نو لري :
تو بيدي رفته بيدي پشت بيدي ريده بيدي گفته بيدي مو نبيدم؟
ها تو بيدي ها تو بيدي...

 

 

 

 


الان شما اگه همينطوري بيکار هم نيشسته باشيد تو خونه

، از نظر پدر و مادرتون ، بچه فاميل بهتر از شما بيکار ميشينه

 

 

 

 

 

دولت جهت کاهش قيمت تخم مرغ به

 خروس هاي ولگرد وام ازدواج ميدهد

 

 

 

 

 

 


قبلنا باباها ظ تا دختر شوهر مي دادن همشون هم

خوشبخت مي شدند، الان: يه دختر را ظ بار

 شوهر ميدن آخرش برمي گرده خونه باباش

 

 

 

 

در خرابه هاي قلبت کارگري بيش نيستم! سيمان بفرست کار خوابيده

 

 

 

 

وقتي هنوز 2 سالت نشده بود پدر و مادرت هي ميگفتن

بگو بابا بگو مامان الان ميگي مامان

 ميگه زهرمار مامان..........

 

 

 

 

خواستم خودمو واسه دوست دخترم لوس کنم،

 بهش اس ام اس دادم : عروسک خوشگل من کجاست؟

اما اشتباهي واسه بابام ارسال کردم! بابام هم جواب داد :

من از کجا بدونم؟! خرس گنده، الان بچه ت بايد

 عروسک بازي کنه مرتيکه

 

 

 

 

پدري براي آنکه از مضرات عرق،فرزندش را آگاه کند جلوي

 يک خري عرق گذاشت و اون خر ازون مشروب نخورد....


پدر:ديدي فرزند عزيزم؟؟؟حالا چه نتيجه اي گرفتي فرزندم؟؟؟

پسر:نتيجه ميگيريم هر کس مشروب نخوره،خره

 

 

 

 

 

اگه من ليلي باشم تو مجنون،من شيرين باشم تو فرهاد،

من نرگس باشم تو سام،من حوا بشم تو عمرا آدم بشي

 

 

 

 

خرس ها با يک ظرف عسل خر ميشن، اسبها با چند حبه قند،

 طوطي با تخمه، سگ با استخوان، مردا با زن زيبا، زنا با

يکم تعريف و تمجيد،... راستي برات موز خريدم

 

 

 

 

 


سر صبح جمعه از سروصداي زياد از خواب بلند شدم ،

رفتم آشپزخونه ميبينم بابام هي داره دره يخچالو باز ميکنه باز ميبنده

،بهش ميگم چي شده سر صبح خراب شده ؟


گفت : پ نه پ دارم ميبندم باز ميکنم بلکه رفرش بشه

يه چيزي پيدا کنيم بخوريم

 

 

 

 

 

عکس العمل يک زن به محض ديدن يک زن زيباتر از خودش

: اوه جنده خانومو ببين

 

 

 

 

 

از نشونه هاي آخرزمان اينه که اينقدر سرعت اينترنت كم مي شه

 كه آدم هوس مي كنه درس بخونه

 

 

 

 

 

خارجيه ميره مسجد ، مي بينه غذا ميدن ،

 ميگه مگه اينجا نماز نمي خونن ؟


ميگن اگه نماز ميخواي برو دانشگاه تهران ،

ميگه مگه اونجا دانشجوها درس نمي خونن ؟


ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمندانه برو زندان اوين ،


ميگه مگه اونجا دزدها و کلاهبردارا رو زندوني نميکنن ؟


ميگن زکي !! پس مملکتو کي اداره کنه ؟

 

 

 

 

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟

 از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي

 به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست

 

 

 

 

 

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟

 از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي

به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست

 

 

 

 

 

 

دختره از جنتي ميپرسه حاج آقا شما چند سالتونه؟


جنتي بغض ميکنه و ميگه:خدا رحمت کنه

حوا رواونم مثل تو کنجکاو بود

 

 

 

 

 

مناجات غضنفر :


پروردگارا ..


مرا آن ده که خودم بيشتر حال مي کنم..!


عواقبشم با خودم

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 8:37 توسط hes3am |
قلب های زیبا ( )

برای دیدن عکس ها در سایز واقعی

روی آن کلیک راست کرده و گزینه

seve picture az

در صورت باز نشدن عکسا روی آن کلیک راست گزینه

show picture

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادت نره رفیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 

 
 
 
 


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 8:38 توسط hes3am |
کارت پستال های عاشقانه ( )

برای دیدن عکس ها در سایز واقعی

روی آن کلیک راست کرده و گزینه

seve picture az

در صورت باز نشدن عکسا روی آن کلیک راست گزینه

show picture

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نظر یادت نره رفیق

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 12:22 توسط hes3am |
ملا و شراب فروش ( )
 
 سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل
 
 رستورانی ساخت
 
 که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب
 
هم سرو می شد.
 
ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد
 
 
تا خدا صاحب رستوران
 
 را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی
 
 بر این رستوران نازل!.
 
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق
 
 
و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.
 
ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد
 
و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت
 
 و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد،
 
از درگاه خدا ناامید نمی شود.
 
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید.
 
صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد
 
 خسارت خواست !
 
ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند
 
 
قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان
 
دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت :
 
نمی دانم چه بگویم ؟!.سخن هر دو را شنیدم :
 
یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !
 
وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!
 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 20:47 توسط hes3am |
هواپیمایی ایران ( )
متن خوشامدگویی جدید در هواپیماهای ایران
 
با سلام و صلوات به روح تمام مسافرین عزیز .
 
و با درود به وزیر محترم راه و ترابری .
 
ورود شما را به پرواز لایتناهی هواپیمای جمهوری اسلامی
 
 ایران خوشامد می گوییم .
 
خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقاء به خود
 
 برما قراردادی و سرعت آن فزون كن .
 
مقصد ما به احتمال 99% بهشت موعود و احتمالأ 1%
 
 مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد.
 
خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی
 
بد اخلاق؛ سفری خوش برای شما آرزمند است.
 
لطفأ به علامت نكشیدن سیگار اصلأ توجه ننموده و آخرین
 
سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید..
 
بستن كمربندها اصلأ ضرورتی ندارد و كاملأ بدرد نخور است.
 
 
در صورت بروز اشكال در سیستم هوای كابین ماسكهایی
 
از بالای سر شما آویزان خواهد شد كه شما قبل از آن رایحه
 
 خوش ملایك را احساس خواهید كرد.

مرگ راحتی داشته باشید.


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 20:37 توسط hes3am |
اصطلاح زیرآب زدن از کجا آمده؟ ( )

ریشه عبارت "زیر آب زنی" از کجا آمده؟

زیرآب ، در خانه های قدیمی تا کمتر از صد سال پیش

 که لوله کشی آب تصفیه شده نبود معنی داشت .

زیرآب در انتهای مخزن آب خانه ها بوده که برای خالی کردن آب ،

 آن را باز می کردند . این زیرآب به چاهی راه داشت

و روش باز کردن زیرآب این بود که کسی درون حوض

 می رفت و زیرآب را باز می کرد تا لجن ته حوض

 از زیرآب به چاه برود و آب پاکیزه شود .

 در همان زمان وقتی با کسی


دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب

حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی

را که در حوض دارد از دست بدهد .

 صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد

 چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت :

« زیرآبم را زده اند. »


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 8:14 توسط hes3am |
مطالب پيشين
خداحافظ همین حالا
اسمس های دلنشین
حادثه خنده دار

آشنایی با دوستان
هنرنمایی خنده دار و بازخوانی آهنگ معین
آموزش رانندگي مخصوص بانوان
داستان قاضی القضات شدن شیخ بهایی
تو کار خانم ها دخالت بی جا نکن
تبریک به قدرت بی حد و مرز زنان

پيوندها
قالب وبلاگ
سيستم مديريت لينك باكس
1- کـــلبه تاریــک{نادیا}
2-کلبه عشق{بانو مردادی}
3-دست نوشته های من{عاطفه}
4-ساجل{سارا}
5-{هستی }
6-مهشاد
7-نسیم منزل لیلی {آرمین}
8-مرد شب {علی}
9-دهکده اسمس{شیدا}
10-من و غم وتنهایی {سوده}
11-عاشق معشوق{احمد}
12-پارسا
13-امین خان
14-بيا تو غرررررر بزن...! {کیانا}
15-پروردگار عشق{الهام}
16_پلاک 69{نوید }
17- نسیم سحری{مهدی}
18- دوقلوها
19- زیباترین{نسیم}
20-دختر تنها
21-جان جانان من تویی
22-گنجینه
23-رویا خانم
24-سونیا
25-♥ღ دلتنگیهای ناتمام♥ღ
26-دختری با کفش های allstar
27-عاشق(فرامرز)
28-سایه
29-فدا
30-نـَـوَســـآنــآت ِ یــک اِحــســاس
31-چترشکسته
32-زیباترین ها
33-محراب
34-دنیای من بی او (گیتی)
35-دون دون
كدهاي اضافه
آیدی مدیر (حسام)
موزیک نیما
آرش
پانی
طراح قالب
طراح : مهرداد شكري نسب
Pars Template
Template By : www.ParsTemplate.Blogfa.com